بازسازی صحنه جنایتی که از سالن سینما شروع و به خیابان کشیده شد | متهم: مقتول را  نمی‌شناختم و ندیده بودم

  • کد خبر: ۳۹۴۵۸۸
  • ۰۴ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۰:۵۱
بازسازی صحنه جنایتی که از سالن سینما شروع و به خیابان کشیده شد | متهم: مقتول را  نمی‌شناختم و ندیده بودم
ماجرای این پرونده به ساعت ۲ بامداد چهاردهم دی ماه بازمی گردد. تماشای فیلم در سینما اطلس مشهد تا ساعت ۲ طول می‌کشد و بعد از روشن شدن لامپ‌ها «عارف» و «شعیب» با «یاسر» درگیر شدند و دامنه درگیری تا خیابان کشیده می‌شود.

به گزارش شهرآرانیوز؛ ماجرای این پرونده به ساعت ۲ بامداد چهاردهم دی ماه بازمی گردد. در این پرونده یک مرد جوان به اسم «یاسر» به همراه همسرش برای دیدن فیلم به سینما اطلس می‌روند. در مقابل دو برادر به اسم‌های «عارف» و «شعیب» هر دو ساکن تایباد نیز به همراه همسران و چند نفر دیگر از بستگانشان، برای تماشای فیلم راهی همان سینما می‌شوند.

تماشای فیلم تا ساعت ۲ طول می‌کشد و بعد از روشن شدن لامپ‌ها این برادران با یاسر درگیر شدند و دامنه درگیری تا خیابان کشیده می‌شود. در ادامه یاسر در خیابان با چاقو به دو برادر حمله کرده و پس از کشتن یکی از برادران و مصدوم کردن دومی از مشهد می‌گریزد و راهی ارومیه می‌شود. 

این فرد ابتدا قصد خروج از کشور را داشته است که پشیمان شده و به مشهد بازمی گردد و با دستورات تخصصی قاضی صادق صفری، بازپرس جنایی و با پیگیری سرهنگ ولی نجفی و سروان منفرد، در عملیاتی ضربتی در مخفیگاهش دستگیر می‌شود.

یاسر که با اتهام قتل روبه رو بود، با توجه به فیلم‌های موجود از صحنه درگیری و اظهارات شاهدان، به قتل «عارف. ع» اعتراف کرد و پس از تشکیل پرونده و ثبت اظهاراتش در پرونده، دیروز با دستور قاضی صفری به محل جرم (مقابل بازار اطلس) منتقل شد تا صحنه جنایت را بازسازی کند.

درگیری در سالن سینما

پس از تفهیم حقوق متهم از سوی بازپرس جنایی، یاسر در اعترافی صریح به قتل عارف اعتراف کرد و درباره انگیزه این جنایت، اظهاراتی مطرح کرد که از سوی «شعیب» مصدوم و شاهد این ماجرا رد شد.

متهم مدعی شد که برای دیدن فیلم به سینما رفته‌اند و از اواسط فیلم با مقتول و اطرافیانش به مشکل خورده است،  تا جایی که او و همسرش صندلی شان را عوض کرده‌اند. او همچنین ادعا کرد که پس از پایان فیلم و روشن شدن چراغ‌ها به سراغ این افراد رفته تا با آن‌ها صحبت کند که با یکدیگر درگیر شده‌اند و عارف با چاقو ضرباتی به سرش زده است.

بعد با پادرمیانی دیگران و حضور انتظامات، آن‌ها به بیرون از سالن هدایت شده‌اند که در راهرو دوباره با یکدیگر درگیر شده‌اند. شعیب برادر مقتول با پلیس ۱۱۰ تماس می‌گیرد و انتظامات از آن‌ها می‌خواهند تا از ساختمان خارج شوند.

عصبانی بودم، قصد کشتن نداشتم

دو برادر و افراد همراهشان راهی خیابان می‌شوند، چون خودروهایشان را جلوی ساختمان پارک کرده بودند. اما یاسر و همسرش به پارکینگ می‌روند و دعوا ظاهرا تمام می‌شود. یاسر با سانتافه مشکی از پارکینگ خارج می‌شود و مقابل سینما چشمشان به عارف می‌افتد که قصد سوارشدن به خودرو را داشته است.

متهم به قتل درباره اینکه چرا از خودرو پیاده شده است، مدعی شد: وقتی چشمم به عارف افتاد، تصمیم گرفتم که با چاقو ضربه‌ای به دستش بزنم، برای همین سانتافه را جلوتر پارک کردم و چاقو را برداشتم و به سمتش رفتم. وقتی خواستم چاقو را به شانه اش بزنم، او خودش را عقب کشید و چاقو به سینه اش خورد.

من قصد کشتنش را نداشتم و از روی عصبانیت ضربه زدم. بعد که او روی زمین افتاد، برادرش به سمتم آمد و با چاقو خطی روی دستش انداختم و با من درگیر شد. وقتی توانستم او را هُل بدهم به سمت خودرو دویدم و سوار شدم که او به سمت ما دوید و با مشت به شیشه عقب زد و آن را شکست.

یاسر درباره انگیزه اش برای رفتن به ارومیه و برگشتش به مشهد، توضیح داد: من اصلا مقتول را‌ نمی‌شناختم و تابه حال ندیده بودمشان. بعد از این حادثه به ارومیه رفتم و‌ می‌خواستم از مرز به طور غیرقانونی خارج شوم که نتوانستم، هر شب خواب عارف را‌ می‌دیدم و پشیمان بودم. برای همین به مشهد برگشتم که دستگیر شدم.

با خانواده سینما رفته بودیم

شعیب برادر مقتول نیز در پاسخ به مقام قضایی درخصوص اتفاق‌های آن شب، اعلام کرد: ما چندین نفر بودیم که از تایباد به مشهد آمده بودیم. پنج شب در مشهد بودیم و قرار بود فردایش برگردیم. شب آخر به سینما رفتیم که یاسر و همسرش در سالن، پشت سر ما بودند. بعد وسط فیلم جایشان را عوض کردند و دقیقا در ردیف جلو و مقابل صندلی من و عارف نشستند.

بعد از فیلم بود که او به سمت ما آمد و ادعا کرد که وسط فیلم با لگد به صندلی اش زده‌ایم، اما این اتفاق اصلا اتفاق نیفتاده بود. با این حال یادم است که به او گفتم شما ببخشید، اگر هر هم خورده ما قصدی نداشته‌ایم و خودمان با خانواده آمده‌ایم. اما فرصت نداد صحبت کنیم و در سالن درگیر شدیم که عارف هم رسید و با هم درگیر شدند و ضرباتی به سرش زد، ولی برادرم چاقو همراهش نبود. 

مأموران ساختمان آمدند و جدایمان کردند که در سالن دوباره با یکدیگر درگیر شدیم و با مشت چنان به صورت برادرم زده بود که از چشمش خون می‌آمد. انتظامات ساختمان ما را جدا کردند و گفتند که از آنجا برویم. من به همسرم و دیگر افراد گفتم شما بروید سوار خودرو شوید، من می‌خواهم به پلیس زنگ بزنم و موضوع را پیگیری کنم. وقتی داشتم با پلیس صحبت می‌کردم، سروصدای زن‌ها را در خیابان شنیدم. به سمت آن‌ها دویدم و دیدم که عارف روی زمین افتاده و سرش روی پای همسرش است.

 آنجا نفهمیدم چاقو خورده است. قاتل را دیدم، رفتم سمتش که با چاقو به دست چپم زد ولی متوجه ضربه نشدم. دفعه دوم که‌ می‌خواست با چاقو به بازویم بزند، تازه آنجا چاقو را دیدم و جاخالی دادم. او رفت سوار خودرویش شد که دنبالش رفتم و با مشت به شیشه عقب خودرویش زدم که شیشه شکست.

با پایان بازسازی این صحنه جنایت که قاتل و مقتول هیچ گاه یکدیگر را ندیده و‌ نمی‌شناختند، متهم به زندان منتقل شد تا پرونده، مراحل رسیدگی بعدی را پشت سر بگذارد و قاتل به زودی پای میز محاکمه بایستد.

گزارش خطا
ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.